رازی که نباید فاش می‌شد؛ معمای قتل محمد مسعود

ترور محمد مسعود
رازی که نباید فاش می‌شد؛ معمای قتل محمد مسعود

یکی از پیچیده‌ترین و جنجالی‌ترین پرونده های سیاسی جنایی تاریخ معاصر ایران، «ترور محمد مسعود»، مدیر هفته‌نامه «مرد امروز» است. این حادثه که در شامگاه ۲۲ بهمن ۱۳۲۶ رخ داد، نه تنها فضای سیاسی کشور را ملتهب ساخت، بلکه تا دهه‌ها به عنوان نمادی از تقابل قلم و قدرت شناخته می‌شد. در این اپیزود از پادکست تکرار تاریخ، به بازخوانی ابعاد مختلف این پرونده، از فعالیت‌های روزنامه‌نگاری مسعود تا رازهای مکتوم در اعترافات خسرو روزبه می‌پردازیم.

تاریخ معاصر ایران مشحون از حوادثی است که مرز میان سیاست و جنایت در آن‌ها به باریکی یک تار مو می‌رسد. یکی از پیچیده‌ترین و جنجالی‌ترینِ این وقایع، «ترور محمد مسعود»، مدیر هفته‌نامه «مرد امروز» است. این حادثه که در شامگاه ۲۲ بهمن ۱۳۲۶ رخ داد، نه تنها فضای سیاسی کشور را ملتهب ساخت، بلکه تا دهه‌ها به عنوان نمادی از تقابل قلم و قدرت شناخته می‌شد. در این مقاله، به بازخوانی ابعاد مختلف این پرونده، از فعالیت‌های روزنامه‌نگاری مسعود تا رازهای مکتوم در اعترافات خسرو روزبه می‌پردازیم.

واقعه خیابان اکباتان؛ شلیک به منتقد شماره یک
در ساعت ۹:۳۰ شب پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۲۶، خیابان اکباتان تهران شاهد وقوع جنایتی بود که ارکان حکومت وقت را لرزاند. «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار تند و تیز و ضد دربار، پس از خروج از چاپخانه مظاهری، در اتومبیل شخصی خود هدف دو گلوله قرار گرفت و پیش از هرگونه واکنشی جان سپرد. خبر این ترور همچون انفجاری در فضای خبری تهران پیچید و افکار عمومی بلافاصله انگشت اتهام را به سمت دربار و به‌ویژه **اشرف پهلوی** نشانه رفت.

 محمد مسعود؛ از مکتب قم تا آموزشگاه روزنامه‌نگاری بروکسل
محمد مسعود، متولد ۱۲۸۰ در قم، مسیر پرفراز و نشیبی را تا تبدیل شدن به جنجالی‌ترین چهره مطبوعاتی ایران طی کرد. او که فعالیت خود را با نام مستعار «میم. دهاتی» در روزنامه «شفق سرخ» آغاز کرده بود، با حمایت علی‌اکبر خان داور برای تحصیل در رشته روزنامه‌نگاری به بلژیک اعزام شد. بازگشت او به ایران در سال ۱۳۱۷ با دوران خفقان رضاشاهی همزمان بود که مانع از فعالیت آزادانه وی گشت. اما سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، فرصتی طلایی را برای ظهور مجدد او فراهم آورد.

 هفته‌نامه مرد امروز؛ انقلابی در روزنامه‌نگاری ایران
در ۲۹ مرداد ۱۳۲۱، اولین شماره از «هفته‌نامه مرد امروز» منتشر شد؛ نشریه‌ای که در طول عمر کوتاه خود ۵۰ بار توقیف شد اما هرگز از مواضع تند خود عقب‌نشینی نکرد. مسعود با بهره‌گیری از آموخته‌های اروپایی خود، سبکی نوین را در مطبوعات ایران بنیان نهاد:
* استفاده از رنگ در لوگو: چاپ لوگوی قرمز رنگ که در آن زمان بی‌سابقه بود.
* افشاگری‌های مستند: رو کردن اسناد فساد در گمرکات، ادارات دولتی و ارتش.
* رویکرد هالیوودی: پیگیری پرونده‌های جنایی و تعیین جایزه برای شناسایی قاتلان.
* مبارزه با نفوذ بیگانه: مخالفت همزمان با امتیاز نفت شمال برای شوروی و نفوذ انگلیس در نفت جنوب.

عصر آزادی نسبی سیاسی (۱۳۲۰-۱۳۳۲)
درک فعالیت‌های محمد مسعود بدون شناخت ظرف زمانی آن دوران ممکن نیست. فاصله میان سقوط رضاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد، دوره‌ای دوازده‌ساله از «آزادی سیاسی نسبی» بود. در این بازه، محمدرضا شاه جوان هنوز قدرت مطلقه را در دست نداشت و دستگاه قضایی از استقلال نسبی برخوردار بود. همین فضا به مسعود اجازه می‌داد تا به شکلی بی‌پروا به قدرتمندترین چهره‌های کشور از جمله نخست‌وزیران و اعضای دربار بتازد.

 جنجال پالتوی پوست اشرف پهلوی و جایزه برای سر قوام
دو اتفاق مهم در ماه‌های منتهی به ترور، خشم دربار و دولت را به اوج رساند:
۱. افشاگری درباره اشرف پهلوی: مسعود با بازنشر گزارش یک مجله آمریکایی، از خرید پالتوی پوست ۲۵ هزار دلاری توسط اشرف پهلوی پرده برداشت؛ آن هم در حالی که دربار مردم را به پوشیدن کالای وطنی تشویق می‌کرد.
۲. جایزه برای ترور قوام‌السلطنه: در اقدامی بی‌سابقه در تاریخ مطبوعات، مسعود طی یک سند رسمی محضری، مبلغ یک میلیون ریال (معادل ۱۰۰ هزار تومان آن زمان) برای کسی که قوام‌السلطنه را پیش از سقوط کابینه‌اش به قتل برساند، جایزه تعیین کرد.

 تشییع جنازه‌ای که به تظاهرات تبدیل شد
مراسم تشییع محمد مسعود به یک حرکت اعتراضی تمام‌عیار تبدیل گشت. ده‌ها هزار نفر از مردم تهران، در حالی که تکه‌ای از پیراهن خونین او را بر سر چوبی بلند می‌چرخاندند، به سمت مجلس شورای ملی حرکت کردند. شخصیت‌هایی چون سید ضیاءالدین طباطبایی و نمایندگان مجلس در رثای او سخنرانی کردند و او را با میرزاده عشقی مقایسه نمودند.

 بن‌بست در تحقیقات و فرضیه برادران لنکرانی
در روزهای ابتدایی، تحقیقات پلیس به سمت برادران لنکرانی و به‌ویژه «حسام‌الدین لنکرانی» هدایت شد. شواهدی مبنی بر حضور یک جیپ مشکوک متعلق به وی در محل ترور و چهره‌نگاری‌های منطبق، منجر به بازداشت برادران لنکرانی گشت. با این حال، به دلیل آنچه «فشار سیاسی نیروهای چپ» و «هرج‌ومرج در دستگاه قضایی» خوانده می‌شد، پرونده به نتیجه نرسید و متهمان آزاد شدند.

 اعترافات خسرو روزبه؛ ده سال پنهان‌کاری
در سال ۱۳۳۶ و پس از دستگیری «خسرو روزبه»، مهره کلیدی سازمان افسران حزب توده، رازی ده ساله گشوده شد. روزبه اعتراف کرد که ترور محمد مسعود نه کار دربار، بلکه نقشه حزب توده بوده است. انگیزه این ترور، ایجاد شوک در جامعه و بدنام کردن دربار بود؛ چرا که مسعود به دلیل کثرت دشمنان، سوژه‌ای ایده‌آل برای گمراه کردن پلیس محسوب می‌شد. بعدها نورالدین کیانوری نیز تایید کرد که حزب توده برای سال‌ها این بخش از دفاعیات روزبه را سانسور کرده بود تا چهره قهرمانانه او مخدوش نشود.

 راز «بمب اتمی»؛ آیا پای رزم‌آرا در میان بود؟
یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های این پرونده، روایاتی است که توسط مظفر بقایی و نصرالله شیفته مطرح شده است. بقایی ادعا می‌کند مسعود در آخرین دیدارهای خود از سندی به نام «بمب اتمی» یاد کرده است؛ نامه‌ای به خط شخص تیمسار رزم‌آرا (رئیس ستاد ارتش) خطاب به خسرو روزبه که نشان‌دهنده ارتباط پنهانی این دو بود. بر اساس این گمانه‌زنی، رزم‌آرا که سودای قدرت در سر داشت، با همکاری شاخه نظامی حزب توده، مسعود را پیش از افشای این سند در شماره بعدی «مرد امروز» از میان برداشت. هرچند این ادعا با تناقضاتی در روایت نصرالله شیفته روبروست، اما همچنان به عنوان یکی از جدی‌ترین احتمالات در تحلیل‌های تاریخی باقی مانده است.

 جمع‌بندی؛ قربانی بازی شطرنج قدرت
محمد مسعود، روزنامه‌نگاری بود که روی لبه تیغ حرکت می‌کرد. او که تصور می‌کرد با افشاگری علیه دربار و ارتش به وظیفه ملی خود عمل می‌کند، ناخواسته در میان بازی پیچیده قدرت‌های بزرگ‌تر گرفتار شد. ترور او، فارغ از اینکه ضارب اصلی چه کسی بود، نشان‌دهنده امنیت متزلزل قلم در دوران گذار تاریخی ایران است؛ جایی که دانستن یک راز می‌تواند به بهای جان تمام شود.

برای شنیدن جزئیات بیشتر و بررسی دقیق‌ترِ این واقعه تاریخی، شما را به شنیدن نسخه کامل این اپیزود از پادکست تکرار تاریخ دعوت می‌کنیم.